دوشنبه 24 اسفند 1388

آنجابودن؛ تحلیلی فلسفی بر سال اراک

   نوشته شده توسط: برج شیشه    نوع مطلب :سال اراك ،

تو با آن پرنده چه فرق داری که روی شاخه های چنارِ رو به رو بالی زد و آوازی خواند و لب فرو بست و رفت و در ناپیدای آسمان پنهان شد؟ یا با آن ماهی کوچک تنها، که تنها راه خویش را از معبر سنگها و صدفها پی می جوید و می رسد به آنجا که می خواهد؟ یا با آن سنگی که آنجا ساده و سر به زیر، زیر اجاق شقایق آرمیده است؟ تو با این همه چه فرق داری؟ می دانم، خواهی گفت انسانم، شاهکار شاهوار آفرینش! یگانه آفرینه ای که فانوس فکر در دست، چراغ راه کهکشانهاست و جهان به همین یک لعبت می ارزد. آفریدگار آفرید و آفرید تا به انسان رسید. و بر این آفرینه آفرین گفت. بر خود آفرین گفت. فکر فانوس کهکشانهاست و زمین یگانه جرم روشن آفرینش. ستارگان دیگر اگر سوسویی می زنند، وامدار بی مقدار این جرم روشنند!

اینها همه هست، اما "هستِ" انسان جز اینست. ارسطو آنگاه که گفت"انسان حیوان ناطق است" نوع ناب انسان را به جنس ناجور حیوان فروکاهید. نه برادر! "هستِ" انسان جز اینست. انسان حیوان نیست. انسان "هست" و حیوان "نیست". انسان شریفتر از آنست که در ذیل حیوان بگنجد و با بزغاله و بوزینه هم جنس باشد! هستیِ هست انسان را با این هست های "دم دستی" چه کار؟! یاد که افتادی؟ یاد تمامی آنان که در سنت اندیشه پس از دکارت تا به امروز خواستند سوژۀ انسان را از ابژۀ طبیعت جدا کنند. بیش از همه شاید یاد مارتین هایدگر افتاده باشی که جهان را جز در حضور حضرت انسان و انسان را جز با حضور در محضر جهان ممکن و مقدور نمی دانست، که جهان را انسان می دانست و انسان را جهان. هست های دیگر در باور هایدگر، نیستند و "هست" تنها از آنِ انسان است. جهان را بی هست انسان معنایی نیست.

اما واژه ای ویژه که هایدگر در توصیف "هست" انسان برمی گزیند، "دازاین" است، یعنی "آنجا ـ بودن". پرنده آنجا نیست، ماهی آنجا نیست، سنگ آنجا نیست. اینجا و آنجا از آنِ انسان است و انسان است. درخت چه می فهمد اینجا و آنجا چیست، یا پرنده یا ماهی یا سنگ! فضا نیز همچون تاریخ (در مقابل مکان و زمان که به جهان بی شعور متعلق است) خاص انسانِ ذی شعور تواند بود. تو از بند اینجا و اکنون خویش نمی توانی به در آیی. هر انسان با اینجا و اکنونش تعریف می شود.

پس برج شیشه ای ها حق دارند که این اندازه بر وطن تأکید ورزند، چرا که چیستی و هستیشان در اینجا و اینجایی بودنشان تعین می یابد. شاید بپرسی که در عصر جهان وطنی، در روزگاری که مرزهای قاعده و قرارداد از میان سرزمینها برچیده می شوند، این اندازه تأکید بر سرزمین مادری چرا؟ مگر نه آنکه مارکوس اورلیوس، فیلسوف فرزانه رواقی، دو هزار سال پیش برابری انسان را قطع نظر از اینجا و آنجایی بودنش فریاد کرده بود؟ آیا ما برج شیشه ای ها این اندازه از جهان فرهنگ و فرزانگی به دوریم و پس افتاده ایم؟ نه عزیز دل! ما نیز خوب می دانیم که نباید حرمت انسان را به سرزمینی که در آن می زید یا از آن می آید، حرام کرد. ما نیز چون دیگران، از اهالی این دهکده بزرگیم و پاس می داریم انسان را. اما برابری انسان با انسان نافی حرمتی نیست که بر وطن می توان ـ و باید ـ نهاد. کافی است تا از همان سردار سرآمد رومی بشنویم که فرموده است: من بیش و پیش از آنکه انسان باشم، رومیم. مارکوس اورلیوسِ جهان وطن، اول رومی است و بعد انسانی که با انسانهای دیگر یکی است. کاش مارکوس اورلیوس، جهان وطنی و مفاهیمی از این دست را نیم بند و ناتمام نشناسیم!

یک روز از طاهره صفارزاده شعری غریبانه شنیدم:

اینجا

همه

از

آدم

می پرسند

اهل

کجایی

حتی در این عصر که ظاهراً مرزهای سرزمینها رنگ و رو باخته اند، انسان از آنجا و آنجایی بودنش طفره نمی رود؛ یکی خود را انگلیسی می داند، آن یکی هندی و آن دیگری ینگه دنیایی. همه نیز می خواهند بدانند که تو از کدام جای و کدام تباری. صد البته جهان وطنی، به معنای مارکوس اورلیوسیش، حرمت انسانها و تأیید برابریشان به رغم تفاوتهای آشکار ایشانست ـ و نه نفی میهن مألوف مادری. اهل هرکجای این ربع مسکون که باشی، آدمی هستی، اما از اینرو آدمی هستی که خلافِ پرنده و ماهی و سنگ سرزمینی داری. ما به این خصوصیت خاص انسانی پی برده ایم و ارجش می نهیم. هم از اینروست که شهرمان را به جان دوست می داریم و از تخفیف و تحقیرش بیزاریم. اقتضای عزت نفس آنست که از بی ادبیهای دیگران در حق اراک به خشم آیی و بی تاب شوی. پاسداشتِ این شهر در ذیل نام "سال اراک"، تسبیح مکانی بی مکانت و بی روح نیست، تقدیس انسانیت انسان است. اگر از قماش پرنده و ماهی و سنگ نیستی ـ که نیستی ـ با دوستان بی شمار ما در پاسداشت شهرمان شریک شو!

تکمله:

این سخن را پیشتر و خصوصاً در منطق روشنفکری و پاسخ به اراکی به روایتهایی دیگر آورده ایم. برای توضیح بیشتر به فقرات مذکور مراجعه فرمایید.


پنجشنبه 6 اسفند 1388

اراك "سرزمین هیچ كس" نیست

   نوشته شده توسط: برج شیشه    نوع مطلب :سال اراك ،

 آنهنگام كه ما چند تن اعضای نخستین برج شیشه به اندیشه اراك گرد هم آمدیم، این مایه همدلی را از سوی همشهریان باور نمی داشتیم. گناه از ما نبود، چرا كه به هر سو رو میگرداندیم توهین و تحقیر مامِ وطن را میدیدیم و میشنیدیم. به هر بها و  بهانه ای و با هر مسند و مسلكی دشنه ای از آستین بیرون میكشیدند و دشنامی نثار این شهر بی دفاع میكردند. صاحبانِ به اصطلاح نشریات نیز ـ كه بی گمان شرمسار تاریخ این شهر خواهند بود ـ توهین و تحقیر اراك را به تعداد شمارگانشان تكثیر میكردند. این بزرگواران كه هر كدام سودای قدر و قدرتی در سر داشتند، اراك و مردمانش را آماج هجمههای توهین آمیز خویش قرار میدادند. بی گمان برخی نیز نادانسته چنین خبط و خطایی را مرتكب میشدند (و میشوند). شگفت آنكه این حجم هجمه و بی آزرمی هیچ پاسخی از سوی كسی نمی یافت. یادتان هست كه در روزنامه ای سراسری، به قومیتی ایرانی در شمال غربی كشورمان توهین روا داشته بودند؟ اعتراضات مردم آن سرزمین به قدری بالا گرفت كه تعطیلی موقت آن روزنامه را در پی داشت. حال تصور كنید كه این توهین و تمسخر نثار مردم اراك میشد؛ آیا كسی لب به اعتراض و انتقاد میگشود یا نه، همگان ناسزا و ناروای آن روزنامه را میپذیرفتند؟ همین بی ادبی و حتی سخیف تر از آن، بارها و بارها در به اصطلاح روزنامه های شهرمان به من و تو و به زادبوم عزیزمان روا میشد و میشود. صدا و سیمای گل و بلبل و عزیز و گرامی بومی محلیمان نیز كه از تمام پیشینهفرهنگی و تمدنی اراك فقط لهجه  مردمان حول و حوش این شهر را می شناخت، خواسته و ناخواسته كوچكترین گامی در راه اعتلای این شهر برنمی داشت و تنها آب در آسیاب دشمنان میریخت (البته اگر خود دشمن نمی بود)، چرا كه اسباب تمسخر این شهر را فراهم میآورد. بدین سبب گمان میبردیم كه در اراك دستی بی صدا خواهیم بود و هیچكس را اشتیاق این شهر در دل نیست. اما پس از افتتاح برج شیشه دیر زمانی نگذشت كه دریابیم ما و اراك تنها نیستیم؛ خیل دوستانی كه یك به یك میتوانند استوانه ای استوار در فرهنگ این مرز و بوم باشند، همچون لادن، مهری مهرمنش، مهرك، یوسف نیك فام، پیمان ضیغمی، داود مقدسی، رضا، نفیسه، سیامك، شهرزاد، وودووها و ... امید را به رگهای روشن این شهر راه دادند. برج شیشه از آن حلقه چند نفری آغازین به وسعت یك شهر بدل شده است. دیگر نگران هجمه های ویرانگر خصم نیستیم. دیگر نمی ترسیم از دشنام ها و دشواریهای دشمنان در روزنامه ها، رسانه ها، وبلاگها و ... در گفتار و رفتار سخیفشان. این شهر دیگر تنها نیست. اراك "سرزمین هیچكس" نیست، شهر همگان است، شهر ماست، من و تو و هزاران چشمی كه طرح شهرمان را نقش میزنند. دست ما در برپایی سال اراك نیز بی صدا نماند. نظرات، پیغامها و ایمیل های بی شمار دوستان در تأیید و تكریم اراك عزیز ما را به روزهای روشنی نوید میبخشد. دست دوستی دوستان را یك به یك بوسه میزنیم.

برخی دوستان همچون یوسف نیك فام عزیز، از نام ما پرسیده اند؛ ما ـ مجموعه نخستین برج شیشه ـ چند تنیم در اراك و گوشه هایی دیگر از جهان كه بزرگترین حلقه واسطمان نام مقدس این شهر بوده است. هم از آغاز بی حرمتی و بی ادبی نسبت به اراك را خوش نمی داشتیم. بر آن شدیم تا برج شیشه را همچون بنایی از یاد رفته كه نماد بودنمان بوده است بر آوریم و به دست برگشاییم. میدانیم كه اعتماد در جهان مجازی پیوسته و وابسته است به شناخت. اما ای دوست! نام ما پیش نام بزرگ اراك محلی ندارد. مسلم بدانید كه ما نیز همچون شما و دیگرانِ همدل دل در گرو این شهر داریم و همین بهانه برای كنار هم بودنمان كافی است. بگذارید نام این شهر، بلند و بالا، بالای سر همه نامهای دیگر و ایضاً نام ما باشد. وانگهی چنانكه گفتیم اكنون شما نیز در شمار نامهای بی شمار برج شیشه هستید. سال اراك بی یاری یك یك شما دوستان شكل نخواهد گرفت. در این یک ماه و اندی كه از مطلب سال اراك میگذرد، طرح ها و راه های انجام این مهم را بررسی كرده ایم. اینك نیز كه این اندازه همدلی را از شما به چشم دیدیم، میخواهیم (همچون رضا در بخش نظرات مطلب پیشین) راهكارهای عملی خود را با دوستانتان در میان بگذارید. نقش شهرمان در چشمان تست. چشم انتظار پیشنهادهای شما هستیم.

 

تكمله:

1-سرزمین هیچ كس نام فیلمی است از دانیس تانویچ كارگردان یوگوسلاو درباره جنگ بوسنی. اساس فیلم براین نكته تكیه دارد كه جنگ بوسنی میان قومها و قبیله ها در گرفته است و همه بی آنكه به سرزمینشان بیندیشند، در پی صلاح قوم و قبیله خویشند. خرسندیم كه اراك، دیگر "سرزمین هیچ كس" نیست.

2-نخستین گام در راه شكلگیری سال اراك آنست كه همگان ـ در جهان مجازی و خارج از آن ـ از چنین رویدادی آگاه شوند. از شما دوست همدل و همراه میخواهیم كه تا سر حد امكان نسبت به اطلاع رسانی این رویداد همكاری فرمایید. خود را یك به یك، اعضای برج شیشه بدانید و اطرافیان خویش را از این مهم آگاه گردانید:

الف) یكی از راهكارهای عملی جهت انجام این امر، پرداختن به موضوع سال اراك در جهان مجازی است. دوستانی كه به ابزار ارزنده وبلاگ یا وبسایت دسترسی دارند یا در محیطهای ارتباطی همچون  Facebook،Cloob،Twitter،Goodreads عضوند، میتوانند طی مطالبی نسبت به آگاه سازی دیگران اقدام فرمایند.

ب) راهكاری دیگر، ارسال پیامهای تبریك قبل از تحویل سال جدید خورشیدی (1389) به مناسبت فرا رسیدن سال اراك است. هیچ منعی ندارد كه در تماسهای خود ـ چه به صورت گفتاری و چه در قالب پیامك ـ دویستمین سالگرد تولد شهرمان یا همانا سال اراك را به دیگران تبریك بگوییم.

 

 

 

 

 


Free counter and web stats