شما و برج شیشه 3- پاسخ به "لادن"
در بخش نظرات و از دوستی به نام "لادن" مطلبی می خوانیم با این مضمون:
با این حرف که آدم باید خودش تغییر کنه و سازگار بشه هم موافق و هم مخالفم..... اما واقعا آیا میشه به این راحتی فرهنگ مردم رو عوض کرد؟؟؟!!!
نوشته ذیل پاسخ به لادن و شُمایی است که همچون وی می اندیشید.
دوست عزیز. بابت حسن نظر و توجهتان به وبلاگ برج شیشه سپاسگزاریم. ورود شما و دوستان دیگر به گفتگویی صریح و بی پرده، امکان می دهد که غبارِ نشسته بر چهرۀ این شهر و ایضاً چشم خویش را بزداییم و بی حجابِ آن غبار در این دیار بنگریم. به همین دلیل گفتگو با شما را غنیمتی بزرگ می شماریم.
اگر در پاسخ به "اراکی" ـ این بار دقیقتر و موشکافانه ترـ تأمل فرمایید، درمی یابید که مقصود و مطلوب سخن ما به هیچ روی همسانی و همانندی با دیگران نیست. اساساً چنین امری با تغییر و دگرگونی سازگاری ندارد. سخن ما آنست که دیگرگونی باید از خویشتنِ ما آغاز شود. اگر آنگونه که شما اظهار داشته اید، چنین تغییری در نگرش مردمان چندان سهل و ساده نباشد، دست کم می توان گفت که بدون تغییر در ذهنیت شخصیِ خودمان قادر به تغییر ایشان نخواهیم بود.
فرض کنید که آحاد مردمِ اراک از خودشان شروع کنند و ذهن و زبانشان را تغییر دهند، از این پس دربارۀ شهر خودشان با تکریم سخن بگویند و از توهینِ دیگران نسبت به اراک دل آزرده شوند ( نه آنکه خود با لغات و جملاتی ناشایست رخسار این مادر دوست داشتنی را مغموم کنند). در آنصورت قطعاً همگی برای شهرشان و شهرمان قدم برخواهند داشت و به عمران و آبادانیش خواهند کوشید. به گمان برج شیشه مردم اراک هیچ عیب و علتی ندارند که فقط خاص خودشان باشد و اسباب سرافکندگیشان را فراهم آورد، جز آنکه خود در پوستین خود می افتند و هر عیبِ داشته و نداشته را به خود می بندند.
تغییری که می توانیم و باید در خودمان پدید آوریم، احترام به اراک و اراکی ها ـ یعنی خودمان ـ است. اگر از چرخۀ توهینها و تحقیرها به در آییم و شهرمان را عزیز بداریم، نخستین قدم را در راه اعتلایش برداشته ایم. اگر زخمی بر چهرۀ این عزیز نشسته، با مرهمِ دل و جان خویش ببندیم و تیمارش بداریم، نه آنکه نیش و نشتر به جانش زنیم و جذام خورده و ناسورش کنیم ( غالب وبلاگهایی که به اصطلاح پی جوی اصلاح اراکند، بیشتر کار دوم را انجام می دهند! )
خانمِ لادن! می بینید که تغییر مورد نظر ما چندان بزرگ نیست و آنقدرها هم که شما فرموده اید، دشوار نخواهد بود. جسارتاً نمونۀ این تغییر را در شخصِ شما می توان یافت: در اولین نظری که نسبت به مطالب وبلاگ اظهار داشته اید، از همان لحن و بیان توهین آمیز در حق اراک و اراکی ها بهره برده اید( این اراک خراب شده ...) اما در نقد و نظرِ دومتان بسیار محترمانه و غرور انگیز سخن گفته اید. نمی گوییم این تغییر در اثر مطالعه وبلاگ ما صورت پذیرفته، اما به هر روی دومین بیانتان را ترجیح می دهیم و با شخصیت و منشِ ارجمندتان سازگارتر می یابیم. بر خود می بالیم که همشهریانی چون شما داریم. درود بر شما دخترِ فرهیخته و فرزانۀ شهرمان. منتظر همفکریهای شما هستیم.
با احترام
برج شیشه
